خرید بک لینک
ما آدمها با چالش های زندگی مدام در حال تغییر هستیم، وقتی توی چالشی قرار میگیریم شروع به واکنش نشون دادن میکنیم، شاید نپذیریم، شاید بپذیریم و باهاش بجنگیم و شاید نجنگیم و باهاش کنار بیاییم.بعد از انتخاب شیوه ی برخورد با چالش، شاید دیگه اون آدم سابق نباشیم، و نتونیم مثل قبل رفتار کنیم.این هم باز سخت بود قبولش برای من، چون توی ذهنم میگفتم باید همون آدم سابق باشم، اما خب چه اشکالی داره که اون آدم سابقه نباشی و با کمی تغییر تو روحیاتت یه آدم جدید باشی.من هنوزم به چیزای منفی ذهنم فکر میکنم اما دیکه جون نپذیرفتن ندارم، جونِ مقاومت.گاهی ذهنم میگه باشه هرچی تو بگی مگه نمیگی این اتفاق می افته؟ خب بیوفته مهم نیست. و این میشه پاسخی به ذهنم وقتی منفی بافی رو شروع میکنه.بنظرم روزهای زندگی داره میره و هی پشت سر هم روزها و فرصتهای ما برای ادامه ی زندگی تموم میشه و ما هم باید بریم.درسته که بدون داشتن همدم گذشتن از این روزها سخته اما واقعیت اینه که با وجود همدم و بچه ها هم بازم سخته..فعلا برم بخوابم یکم تا نوشته های بعدی

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 15:14

فکرم آرام است و دلش میخواهد در آرامش بخوابد، دختر کنارم پسر کنارم همسر کنارم

آرامش همین انسانهایی هستند که اگر نباشند کنارم دیگر این دنیا معنی نمیدهد.

دنیای قبل از اینها و بعد از اینها متفاوت است.

تلاشم برای رسیدن این دو گل به موفقیت بسیار است.

خدایا شکر

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 15:14

سینه ی سمت چپم درد شدیدی میکنه و یکم رنگ پوستش هم قرمز شده، هرچند که میگفتم نمیترسم اما فردا میخوام برم دکتر و خیلی میترسم.

امیدوارم که چیر نباشه درسته هرچیزی هم که باشه درمان داره اما من امیدوارم چیزی نباشه.

بریم ببینیم این زندگی چی برای ما در نظر گرفته.

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 15:14

صفحه بندی